سيد جلال الدين آشتياني

157

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

برهان ديگر بر اتحاد عاقل و معقول آن است كه ( صور كليه ) قائم به نفس امور مجرده از ماده و مقدارند و تجرد تام دارند . اين صور به واسطهء تجرد از ماده و مقدار كاملتر از صور برزخيه و صور ماديه‌اند . نفس قبل از حلول اين صور در وجدان و ادراك اين صور بالقوه مىباشد ، بعد از نيل به اين صور با چه قوه‌اى نفس اين صور را ادراك مىنمايد ؟ اگر نفس بخواهد صور ادراكيه را شهود نمايد بدون استكمال و ترقى اين معنا امكان ندارد موجودى كه در مقام ذات معرا از صور عقليه ادراكيه است صور عقليه‌اى را كه به حسب وجود نورانى و معقول صرفند ، بدون آن‌كه از درجه وجود خود صعود نمايد نمىتواند ادراك نمايد . حصول صور براى نفس و ادراك نفس صور عقليه را مثل حصول بياض در جسم نمىباشد ، براى آن‌كه ادراك عبارت است از نيل به وجود تجردى و رسيدن به صورت مجرده ، اگر نفس جاهل و خالى از صور ادراكيه بخواهد ، صور ادراكيه را تعقل نمايد بايد آن صور داخل در حقيقت وجودش گردند تا همان صور عين عقلى و بصر معنوى براى نفس شوند . نفس به وسيلهء آن صور مراوده با حقايق الهيه و عقليه پيدا نمايد . صور عقليه عين عقلى و بصر معنوى نفسند كه نفس به وسيله آن صور قوت پيدا مىنمايد و هرچه نفس ادراكاتش زيادتر شود ، قدرت خوض آن در علوم و معارف و اتصال به مبادى عقليه بيشتر مىشود . شيخ و ديگران روى اصول خود بايد توسيط صور را براى ادراك حقايق نظير توسيط آلات صناعيه در اعمال بدنيه بدانند . « 1 »

--> - نمىباشند ؛ نشأهء مجرد نشأهء اتحاد و وصل است ، لذا در جاى خود بيان كرديم كه جميع عقول در سلك وجود واحدند و انفصال وجودى بين آنها نيست . ( 1 ) . در اسفار در بحث عاقل و معقول فرموده است : « تلك القوة الانفعالية بماذا أدركت الصورة العقلية أتدركها بذاتها المعراة عن الصور العقليات ، فليت شعري كيف يدرك ذات عارية جاهلة غير مستنيرة بنور عقلي صورة نيّرة في ذاتها معقولة صرفة . فإن أدركها بذاتها فالذات العارية الجاهلة العامية العميا كيف تدرك صورة علمية و العين العميا كيف تبصر و ترى ، فمن لم يجعل اللّه له نورا فما له من نور » رجوع شود به اسفار اربعه ، چاپ سنگى ، ص 279 .